تبليغاتX
تراوشات یک ذهن کویری
  مادر شادمان مرا به دنیا آورد

با اولین شیون به دنیا لبخند زدم

به شماره ای در شناسنامه هستی ام تثبیت شد

نامم شد خلیفه الله

وپیشه ام زندگی

و کیفیت آن گاه اجباری گاه ارادی و دلخواه

پ:قافله عمرم یکسال طویلتر شد

پ:کویر تمام شد یعنی لیسانس تموم شد

 و دوران تنهایی و دانشجویی فعلا تمام

پ:روزهای خوش کویری ام بدرود...

پ:برای چنگ زدن  به آرزوهایم در عین آرامش میجنگم

88/04/25 تراوشات ذهن صبا |